تعادل عاطفی ، توانایی برقراری تعادل عاطفی

دلبستگی یک ارتباط عمیق عاطفی با دیگران است. اولین ارتباط عاطفی که هر فرد تجربه میکند ،ارتباط در نوزادی با care giver است (معمولا مادر) که این ارتباط اثر عمیق و زیاد در طول زندگی فرد و روابط بعدی او دارد. در واقع نوع دلبستگی بین مادر و کودک مواردی را شکل میدهد : توانایی برقراری تعادل عاطفی
توانایی لذت بردن از خود و رابطه با دیگران
توانایی سازش و تطابق با ناامیدی ،دلسردی،بدشانسی
مراحل شکل گیری اتچمنت :
pre-attachment stage
نوزاد از تولد تا حدود سه ماهگی اتچمنت به فرد خاصی را نشان نمیدهد
indiscriminate attachment
از حدود شش هفتگی تا هفت ماهگی ترجیح نوزاد برای مراقبت کننده اولیه است ولی مراقبت از دیگران را هم میپذیرد
discriminate attachment
از هفت تا یازده ماهگی نوزاد ترجیح میدهد با یک فرد خاص رابطه قوی داشته باشد و وقتی از primary caregiver خود جدا شوند شکایت میکنند و با یک غریبه مضطرب میشوند (اضطراب جدایی)
multiple attachment
در حدود یازده ماهگی نوزاد ارتباط عمیق عاطفی را با فرد دیگری جز مراقب اصلی برقرار میکند مثل پدر،خواهر،برادر و غیره.
دلبستگی به دو دسته ایمن و نا ایمن طبقه بندی میشود. در دلبستگی ایمن ،وقتی مادر نوزاد را ترک میکند ناراحت میشود اما احساس امنیت دارد. دلبستگی ایمن با اضطراب پایین و اجتناب پایین شناسایی میشود.
دلبستگی نا ایمن به سه دسته کلی تقسیم میشود :
Avoidant
Ambivalent
Disorganized
در مدل اضطرابی یا امبی ولنت معمولا وقتی مادر بچه را ترک میکند کودک مضطرب و پریشان میشود. مدل اضطرابی معمولا با اضطراب بالا و اجتناب پایین شناسایی میشوند. این افراد به سلف خودشان نگاه منفی دارند و نیاز به پذیرش و ارزیابی مثبت به خودشان دارند.
در دلبستگی اجتنابی گرایش به مادر وجود ندارد و ترجیحی بین مادر و یک فرد غریبه مشاهده نمیشود. مشخص این مدل دلبستگی اضطراب پایین و اجتناب بالاست. این افراد حس خوب و مثبت به خودشان دارند و نسبت به دیگران ارزیابی منفی دارند.
در مدل disorganizef آشفتگی و گیجی در رفتار مشاهده میشود. مشخصه آنها اضطراب بالا و اجتناب بالاست. و دید منفی نسبت به خود و دیگران دارند.
مدل دلبستگی ما مدل روابط ما رو تعیین میکند. عملکرد اصلی رابطه دلبستگی بدست آوردن حس عاطفی ایمن میباشد و اینکه افراد چطور این احساس امن را بدست می آورند به مدل دلبستگی آنها مربوط است. مطابق با این فرضیه افراد با مدل دلبستگی اضطرابی یک فرد اجتنابی را انتخاب میکنند که مطابق با این انتخاب self image منفی اش بوسیله ی پاسخ های منفی که از پارتنر avoidant خود دریافت میکند این افراد وقتی صمیمیت را جستجو میکنند و آن را از پارتنر اجتنابی خود دریافت نمیکنند بنابراین انتظار طرد از دیگران تایید میشود. و همین طور وقتی یک فرد اجتنابی گرایش به سمت فردی با مدل دلبستگی اضطرابی پیدا میکند فرد اضطرابی با صمیمی بالا و استقلال پایین ،انتظار منفی فرد اجتنابی از دیگران را به عنوان افراد چسبنده و وابسته تایید میکند.

طاهره رضوی

بنیاد روانشناسی و فلسفه

تازه ترین اخبار و مطالب در حوزه روانشناسی

گردآوری کننده: محسن میرزاآقا

 

بررسی

عمق جهل و رنج زندگی : تاب فهم

عمق جهل و رنج زندگی : تاب فهم آیا آدمی تاب فهم عمق جهل و رنج زندگی خود را دارد؟ علم و تاری…