اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) در DSM-5
اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک)، یکی از اختلالات رشدی عصبی است که جدیدا به عنوان یک اختلال ارتباطی به پنجمین ویرایش تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM-5) اضافه شده است.
اضافه شدن اختلال ارتباط اجتماعی به DSM5
این اختلال یک تشخیص جدید در دسته اختلالات ارتباطی در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) می باشد. این اختلال بسیار شبیه به اختلال طیف اوتیسم می باشد بعضی کودکان در رشد و پیشرفت زبان مشکلات خاصی دارند و نمی توانند تعامل اجتماعی صحیح و مؤثر برقرار کنند. آنها قادر نیستند با دیگران به طرز صحیح و مؤثر ارتباط برقرار کنند. بعضی کودکان برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، واکنش نشان دادن به ارتباط از سوی دیگران، و استفاده از ارتباط و استفاده از زبان، از روش های غیرعادی و عجیب استفاده می کنند. همۀ اینها نشان می دهند که فرد ممکن است به اختلال ارتباط اجتماعی (اختلال ارتباط پراگماتیک) مبتلا باشد. این اختلال تازه به DSM-5 اضافه شده است.
کودکانی که این تشخیص را دریافت می کنند در استفاده کردن از مهارت‌های ارتباطی کلامی و غیرکلامی برای رساندن منظور خود به دیگران نقص دارند.
از جمله:
•روش ابراز افکار و احساسات با الزامات موقعیتی مطابقت نمی کند
•اصول و قواعد صحبت کردن را درک نمی کنند (مثلاً سیگنال های غیرکلامی مانند نگاه به دیگری به معنی نوبت صحبت او شدن)
•اگر حرفی به‌طور آشکار و صریح گفته نشود، قادر نیستند آن را استنباط کنند یا به‌دشواری معنای آن را می فهمند.

اختلالی در همسایگی اوتیسم
DSM-5 سمپتوم های لازم برای تشخیص این اختلال را نقص دائمی در استفاده از ارتباط کلامی و غیرکلامی برای ارتباط با دیگران معرفی کرده است که موجب ناتوانی در ارتباط صحیح و موثر، تعامل اجتماعی، روابط اجتماعی، پیشرفت تحصیلی و عملکرد شغلی می‌شود.
سمپتوم های اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) در اوایل دوره رشد (خردسالی و اوایل کودکی) آغاز می شوند، اما نقص های کودک ممکن است تا زمانی که نیاز به ارتباط اجتماعی، از حد توانایی او بیشتر شود، به طور کامل ظاهر نشود. کودکانی که طبق معیارهای DSM-5 به عنوان اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) تشخیص می گیرند، قبلا طبق معیارهای چهارمین ویرایش تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM-4) احتمالا مبتلا به اختلال رشدی فراگیر – نامشخص به شیوه دیگر (PDD-NOS) تشخیص داده می شدند. (2). منطق پشت پرده اضافه شدن این اختلال به عنوان یکی از اختلالات ارتباطی در DSM-5، تغییر و تحولات عمده ای است که در حوزه اختلال طیف اوتیسم صورت گرفته است. وجه تمایز اختلال طیف اوتیسم و اختلال ارتباط اجتماعی در این است که در اختلال طیف اوتیسم رفتارها، علایق یا فعالیت‌های تکراری و محدود وجود دارد و در اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) چنین رفتارهایی مشاهده نمی‌شود.
افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در یک دوره از زندگی خود ممکن است رفتارها، علایق، و فعالیت های تکراری و محدود را نشان ندهند، و به همین دلیل، متخصصان باید سوابق کامل فرد را به دست بیاورند. عدم حضور رفتارها، علایق، و فعالیت های تکراری و محدود در حال حاضر، چنان چه این رفتار قبلاً وجود داشته‌اند، نباید ابتلا به اختلال طیف اوتیسم را منتفی کند.
فقط زمانی باید احتمال ابتلا به اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) را در نظر گرفت که در سابقه فرد هیچ گونه شواهدی دال بر حضور رفتارها، علایق، و فعالیت های تکراری و محدود وجود نداشته باشد. همچنین ممکن است بین سمپتوم های اختلال ارتباط اجتماعی و بعضی شکل های آسیب ویژه زبانی، همپوشانی وجود داشته باشد، اما باید به این نکته توجه داشت که ممکن است مشکلات ارتباطی و بعضی مشکلات اجتماعی ثانویه در افراد مبتلا به آسیب ویژه زبان وجود داشته باشد. با این حال، اختلال زبان معمولاً با ارتباط غیرکلامی غیرعادی، و نیز با حضور رفتارها، علایق، و فعالیت های محدود و تکراری، در ارتباط نیست. به طور خلاصه، وقتی فرد مشکلاتی در ارتباط و تعاملات اجتماعی نشان می‌دهد اما رفتارها، علایق و فعالیت های محدود و تکراری ندارد، ممکن است به جای معیارهای اختلال طیف اوتیسم، معیارهای لازم برای اختلال ارتباط اجتماعی (پراگماتیک) برآورد شوند. البته متخصصان باید با دقت و احتیاط رفتارهای محدود و تکراری در گذشته یا حال را مورد بررسی قرار دهند.
نکته بسیار مهم این جاست که “”اگر همراه با این اختلال: رفتارها، علایق و فعالیت های تکراری و محدود حضور داشته باشند، نمی توان فرد را مبتلا به اختلال ارتباط اجتماعی تشخیص داد و آن وقت ممکن است فرد تشخیص اختلال طیف اوتیسم را بگیرد”” و برخی از کودکانی که درDSM-IV تشخیص اختلال فراگیر رشد نامشخص می گرفتند اکنون ممکن است در DSM-5 ملاک های اختلال ارتباط اجتماعی را داشته باشند.

اوتیسم
تغییر عمده ای که در حوزه اختلال طیف اوتیسم ایجاد شده است این است که DSM-5 بر خلاف DSM-4، معیارهای لازم برای تشخیص اوتیسم را در دو حوزه کلی نقص در ارتباط و تعامل اجتماعی و رفتارها، علائق و فعالیت های محدود و تکراری معرفی کرده است. همان طور که مشهود است DSM-5، معیار های نقص در تعامل اجتماعی و ارتباط اجتماعی را با هم ترکیب کرده است. منطق پشت پرده این تغییر و تحول این است که در مردم عادی، بین نقص در مهارت های اجتماعی و نقص در مهارت های ارتباطی، ضریب همبستگی متوسط وجود دارد، در حالی که در نمونه های آماری کودکان و بزرگسالان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، بین مهارت های اجتماعی و مهارت های ارتباطی، ضریب همبستگی بسیار بالا مشاهده می شود. به همین دلیل DSM-5 این دو معیار را با هم ترکیب کرده است.
سطح شدت برای اختلال طیف اوتیسم، روی یک پیوستار تعیین می شود و درجه نقص برای مشکلات موجود در ارتباط اجتماعی و برای رفتارها، علائق و فعالیت های محدود و تکراری به صورت جداگانه در نظر گرفته می شوند.
DSM-5 سه سطح شدت برای اختلال طیف اوتیسم معرفی کرده است:
سطح 1: نیازمند به حمایت، سطح
2: نیازمند به حمایت زیاد
سطح 3: نیازمند به حمایت بسیار زیاد.
(انجمن روان پزشکی آمریکا، ۲۰۱۳).

کادمی درمان شناختی – رفتاری

تازه ترین اخبار و مطالب در حوزه روانشناسی

گردآوری کننده: مهسا جوکار

بررسی

اختلال وسواس از تشخیص تا درمان : بعضی افراد بشدت دقیق هستند

اختلال وسواس از تشخیص تا درمان بعضی افراد بشدت دقیق هستند و بیش از اندازه به تکرار و وارسی…