? به مناسبت روز جهاني بهداشت و شعار امسال آن افسردگي، بياييد حرف بزنيم

? روانكاوي مدل هاي مختلف و متوالي را در طول زمان در مورد سبب شناسي و تداوم علايم افسردگي معرفي كرده است. اين مدل ها اسيب پذيري وراثتي و مزاجي فرد، كيفيت روابط زمان كودكي و تجارب خاص ان زمان را در نظر مي گيرند كه با تجربه فقدان، احساس شرم، سرخوردگي، تنهايي و احساس گناه پيوند مي خورند.
تأثير چنين تجارب و احساساتي در مدت زمانهاي حياتي رشد و تكامل بر درك فرد از خود و ديگران به وجود اورنده ديناميكي است كه فرد را در بزرگسالي مستعد افسردگي مي كند. چنين ديناميك هايي عبارتند از: اسيب پذيري خودشيفتگانه، خشم برخاسته از تعارض هاي دروني، انتظارات و توقعات بي جا از خود و ديگران و دفاع هاي
ناسازگارانه

? كارل ابراهام يكي از اولين روانكاواني بود كه به اين ديناميسم توجه كرد. او افسردگي را ناشي از حس خصومت نسبت به ديگري دانست كه به سوي خود فرد متوجه شده است. افراد افسرده اي كه او با انها كار مي كرد از ديد وي گرايشي ذاتي (به علت مزاج ذاتي يا تجارب اوليه) به سوي تنفر و عدم اعتماد به ديگران داشتند. اين از يك طرف موجب ناتواني از دريافت عشق و محبت ديگران شده و از سوي ديگر باعث مي شود كه از حس خشم و نفرت خويش دچار ترس و احساس گناه شوند. خصومت، سركوب شده و به سمت ديگران فرافكن مي شود. در نتيجه فرد حس مي كند ديگران نسبت به او خشم داشته و به او نفرت مي ورزند. به اين نتيجه مي رسد كه ديگران او را دوست ندارند و سپس در خود به دنبال نقائصي مي گردد كه اين عدم دوست داشتن را توجيه كند.

? او افسردگي در زمان بزرگسالي را برخاسته از سرخوردگي در دريافت محبت و عشق مي بيند كه به شكلي ناخوداگاه تداعي كننده و تكرار تجربه اسيب زاي زمان كودكي است. او بيان مي كند كه اين افراد جراحت شديدي به حس خودشيفتگي سالم خود در زمان كودكي در جريان رابطه با والدين به ويژه مادر داشته اند كه اعتماد به نفس انها را متاثر كرده است.

? فرويد به موازات ابراهام بيان كرد كه از دست دادن يك فرد مهم در زندگي ( به شكل واقعي و يا نمادين)، شروع كننده روند افسردگي است. در تقابل با سوگواري، در اين حال حسي دوگانه و اميخته اي از عشق و نفرت نسبت به فرد از دست رفته وجود دارد. فرد افسرده با ويژگي هاي شخصيتي فرد از دست رفته همانند سازي كرده و انها را درون گيري مي كند. اين دفاعي بر عليه مقابله با درك فقدان و نبودن او است و از اين طريق فرد هنوز حس پيوند با انكه رفته است مي كند. با اين وجود، از انجا كه فرد از دست رفته به شكلي دو سويه ديده مي شود خشمي كه در ابتدا به سمت او بوده اكنون به سوي ويژگي هاي جديدي كه فرد افسرده در خود پرورده مي چرخد. در نتيجه او دچار سرزنش خود شده كه در نهايت به افسردگي منجر مي شود.

نیاد روانشناسی و فلسفه

تازه ترین اخبار و مطالب در حوزه روانشناسی

گردآوری کننده: محسن میرزاآقا

بررسی

عمق جهل و رنج زندگی : تاب فهم

عمق جهل و رنج زندگی : تاب فهم آیا آدمی تاب فهم عمق جهل و رنج زندگی خود را دارد؟ علم و تاری…