ارتباط روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت با درمان شناختی – رفتاری

آرون تی بک، مبدع درمان شناختی- رفتاری علت اصلی مشکلات هیجانی را افکار غیرمنطقی می داند. در درمان شناختی-رفتاری فرض بر این است که این اعتقادات نظیر “هرچه تلاش می کنم، به شکست می انجامد”، به حالات هیجانی ای نظیر افسردگی و یا ناامیدی می انجامند. درمانگر به بیمار کمک می کند تا شناخت های اشتباه کنونی خود را که درست می پندارد تشخیص دهد. درمانگر و بیمار به همراه هم این شناخت های اشتباه را کشف کرده و شواهدی را له و علیه هریک پیدا می کنند. بهبود علائم بیماری هنگامی رخ می دهد که شناخت های بی پایه و اساس بیمار با افکار واقعی تری جایگزین می شوند. مطالعات متعددی اثربخشی درمان های شناختی- رفتاری را در درمان اختلالاتی نظیر افسردگی و اضطراب نشان داده اند.
روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت حضور شناخت های نادرست را می پذیرد اما علیت مورد قبول در این نوع درمان جهتی عکس درمان شناختی-رفتاری دارد. فرض درمانگر پویشی این است که هیجانات ناهشیار به اضطراب ناهشیار می انجامند و این اضطراب توسط دفاع های ناهشیار کنترل می شود. این مکانیسم های دفاعی می توانند شامل شناخت های ناامیدانه، درمانده و یا تحقیر کننده ی خود باشند. درمانگر پویشی کوتاه مدت به جای آنکه به دنبال شواهدی له و علیه هر شناختی نظیر “من نمی توانم احساسات واقعی خود را شناسایی کنم” بپردازد، می گوید:
“اگر اینچنین در موضع درماندگی قرار بگیری نمی توانیم به موتور محرک مشکلاتت پی ببریم. اگر این موضع درمانده را کنار بگذاری، می توانی بگویی الان چه احساسی داری؟”
هم درمانگر شناختی- رفتاری و هم درمانگر پویشی کوتاه مدت، با هدف آزادسازی بیمار افکار وی را مورد تردید قرار می دهند. تنها تفاوت میان این دو درمانگر در این است که درمانگر پویشی کوتاه مدت شناخت های اشتباه بیمار را به عنوان عاملی در نظر می گیرد که جلوی دسترسی به احساسات حقیقی و مدفون شده ی بیمار را می گیرند، در حالی که درمانگر شناختی – رفتاری این شناخت ها را به عنوان علت هیجانات دردناک در نظر می گیرد؛ هیجانات دردناکی که به حالت روانشناختی دردناکی ختم می شوند.
واژه نامه ی روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت
هر فردی که مایل به آشنایی با این حوزه و یا کار در این حوزه باشد در صورت مراجعه به متون تخصصی به اصطلاحاتی بر خواهد خورد که در متون سنتی روان تحلیل گری اثری از آنها نیست. مهم ترین اصطلاحات تخصصی حوزه ی روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت به شرح زیر هستند:
pressure : فشار یکی از مولفه های اساسی روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت است که اشکال متعددی به خود می گیرد. نخست، فشار می تواند به شکل ترغیب بیمار به توصیف علائم خود و مشکلات بین فردی اش به اختصاصی ترین و جزیی ترینشکل ممکن باشد؛ به نحوی که هم بیمار و هم درمانگر به تصویری روشن از مشکلات بیمار دست یابند. این فن از زمان ورود بیمار به جلسه ی درمان به شکل سوالی نظیر “آیا مشکلی وجود دارد که بخواهی با هم نگاهی به آن بیندازیم؟” آغاز می شود. نخستین شکل فشار، فشار برای احسا ساست. این فشار به صورت سوالی نظیر “وقتی رییست در مقابل بقیه ی کارمندان به تو توهین کرد، چه احساسی نسبت به او داشتی؟ هر دو می دانیم که مضطرب و افسرده شدی، اما آن را چطور احساس کردی؟”

فشار می تواند در مورد خواس تو اراده یبیمار باشد: “می توانیم به احساساتت نگاهی بیندازیم؟ می خواهی به احساست نگاهی بکنیم؟” فشار همچنین می تواند در مورد تکلیف درمانی باشد: “هدف ما در اینجا این است که به ریشه و موتور محرک مشکلات تو پی ببریم.بنابراین، می توانیم به زمانی بپردازیم که احساس اضطراب کردی؟ این کار می تواند به ما تصویر روشنی از مشکلت ارائه دهد و به کمک آن به موتور محرک مشکلاتت پی می بریم.”در واقع، فشار به نوعی ترغیب بیمار از سوی درمانگر است. ترغیب بیمار به کنار نهادن دفاع های خود، تحمل اضطراب و قدم گذاشتن به مکان هایی که پیشتر ممنوع به شمار می رفتند.

challenge : چالش یکی دیگر از فنون روان درمانی پویشی کوتاه مدت است و فرایندی دو مرحله ای است.نخستین مرحله، روشن سازی است که شامل تلاش درمانگر برای تایید مقاومت بیمار و آشنا ساختن بیمار با دفاع های مورد استفاده اش است. معمولاً بیماران آگاهی ای نسبت به دفاع های خود ندارند. روشن سازی شامل سوالی می شود که دفاع بیمار را هم برای وی و هم برای درمانگر روشن می کند: “توجه داری هر بار درباره ی خشمت نسبت به رییست صحبت می کنی لبخند می زنی؟ لبخند زدن همان کاری است که گاهی برای پوشاندن و پنهان کردن احساسات عمیقت انجام می دهی؟”
چالش با دفاع، بیمار را به ترک این دفاع فرامی خواند: “باز هم وقتی درباره ی احساست هنگامی که شوهرت به تو توهین کرد صحبت کردیم، لبخند زدی. اگر خنده را کنار بگذاری، واقعاً چه احساسی داشتی؟” این مداخله، بسیار نیرومند است اما اگر به درستی به کار برده نشود می تواند به تخریب ارتباط درمانی، بدتر شدن نشانه های بیمار و قطع درمان بینجامد. این اتفاق زمانیرخ می دهد که بیمار چالش درمانگر را با دفاع های خود، به عنوان انتقادی نسبت به خود ادراک کرده و حس می کند مورد حمله واقع شده است.
head-on collision : درگیری مستقیم یکی دیگر از فنون روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت است که هدفش کنار گذاشتن کل ساختار دفاعی بیمار است نه یک دفاع خاص. این فن شامل درخواست فوری از بیمار برای اعمال حداکثر تلاش خود به منظور غلبه بر مقاومت است و معمولاً به شکل عبارتی خلاصه بیان می شود که عواقب تداوم مقاومت را به بیمار متذکر می شود:
“بگذار نگاه کنیم ببینیم دارد چه اتفاق می افتد. تو به اراده و خواست خودت برای درمان به اینجا آمدی چون مشکلی داشتی که باعث رنجت بود. ما سعی کردیم به ریشه ی مشکلت نزدیک شویم اما هربار تلاش می کنیم به آن نزدیک شویم تو دوباره این دیوار عظیم را بین ما قرار می دهی. دیواری که من را بیرون کرده و تو را از شناخت احساساتت بازمی دارد. اگر من را بیرون کنی، من را برای خودت بی فایده کرده ای. این همان چیزی است که می خواهی؟ سوال من این است که چرا می خواهی من را برای خودت بی فایده کنی؟ می بینی، نتیجه ی این کار این است که من دیگر نمی توانم به تو کمک کنم. ماهیت کار من همین است. گاهی نمی توانم به برخی افراد کمک کنم. اما سوال اینجاست که آیا تو می توانی این شکست را بپذیری؟ تا کی می خواهی این بار را به تنهایی حمل کنی؟”
این مداخله بیدارباشی است برای پیمان درمانی تا بیشترین فشار را به مقاومت وارد سازد. در واقع، این نکته را به بیمار یادآوری می کند که درمان در خطر است و ممکن است به شکست بینجامد. از سوی دیگر، عواقب شکست درمان را به بیمار یادآوری می کند در حالی که این پیام تلویحی را نیز با خود دارد که موفقیت نیز محتمل است.
unlocking : بازگشایی اشاره به زمانی دارد که فنون بالا به بیمار کمک می کنند مقاومت خود را کنار گذاشته و با عمیقترین احساسات و هیجانات خود مواجه شود. در واقع، اصطلاح بازگشایی اشاره به کنار رفتن مقاومت و دسترسی بیمار به محتویاتناهشیار دارد.
breakthrough : رخنه که در متون روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت می تواند محدود و یا عمیق و گسترده باشد، اصطلاحی است برای اشاره به زمانی که با تضعیف مقاومت بیمار و قدرت یافتن پیمان درمانی، بیمار به محتویات ناهشیار خود دست پیدا میکند و می تواند احساسات عمیق و دردناک خود را مجدداً تجربه و لمس کند. در واقع، رخنه همزمان با بازگشایی ناهشیار رخ می دهد.
tactical defenses : دفاع های تاکتیکی که در متون روان درمانی پویشی کوتاه مدت در کنار دفاع های اصلی که فروید مطرح کرده بود مطرح می گردند، به دفاع هایی اطلاق می شوند که هدفشان جلوگیری از نزدیکی عاطفی و هیجانی بیمار با دیگران، از جمله درمانگر است. دفاع هایی که بیمار را از درمانگر دور نگاه می دارند و با این فاصله گیری عاطفی به طور موقت، امکان آرامش و پرهیز از اضطراب را فراهم می کنند. دزدیدن نگاه خود از درمانگر، لبخند زدن، لحن سرد و بی تفاوت، استفاده از واژگان تخصصی برای بیانمشکل خود، گفتار مبهم، … همگی از جمله دفاع های تاکتیکی به شمار می روند.

نویسنده: سحر طاهباز، دکتری روانشناسی سلامت، دانشگاه تهران

بررسی

عمق جهل و رنج زندگی : تاب فهم

عمق جهل و رنج زندگی : تاب فهم آیا آدمی تاب فهم عمق جهل و رنج زندگی خود را دارد؟ علم و تاری…